کسری بودجه چیست؟ فرمول Budget Deficit

کسری بودجه Budget Deficit
کسری بودجه زمانی رخ میدهد که هزینههای یک فرد، شرکت یا دولت از درآمدهای آن بیشتر باشد. در مقیاس کوچکتر، فرض کنید فرد یا شرکتی درآمدی معادل X تومان دارد، اما هزینههای آن دو برابر درآمد یعنی 2X تومان است. در این حالت، فرد یا شرکت با کسری مواجه خواهد شد چرا که درآمدها قادر به پوشش هزینهها نیستند.
بنابراین، این فرد یا شرکت باید یا از طریق گرفتن وام کسری خود را جبران کند یا داراییهای خود را بفروشد. در مقیاس بزرگتر، یعنی در سطح یک کشور، مردم اصطلاح کسری بودجه دولت را میشنوند که به معنای همین وضعیت است، اما در سطح کلان اقتصادی.
کسری بودجه دولت چیست؟
دولتها هر ساله درآمدها و هزینههای خود را برای سال آینده در قالب یک برنامه جامع به نام «بودجه دولت» تخمین میزنند. در زمان تنظیم بودجه، همه هزینهها و درآمدها تراز و متعادل به نظر میرسند، به این معنی که منابع مالی هر هزینه مشخص شده است؛ اما در واقعیت ممکن است بخشی از درآمدها محقق نشود. در این صورت، کسری بودجه ایجاد میشود.
بنابراین، کسری بودجه دولت زمانی رخ میدهد که مجموع هزینههای دولت از کل درآمدهای آن در یک دوره خاص (معمولاً یک سال مالی) بیشتر شود. این وضعیت نشاندهنده این است که دولت بیشتر از آنچه از طریق منابع مختلف مانند مالیات و سایر درآمدها به دست میآورد، هزینه میکند. این کمبود بودجه منجر به انباشت بدهی ملی میشود و اغلب عامل اصلی تورم در کشور محسوب میشود.
ناترازیها در اجزای مختلف بودجه دولت
بودجه دولت شامل سه بخش اصلی است: بودجه عملیاتی (جاری)، بودجه داراییهای سرمایهای و بودجه داراییهای مالی. این سه بخش که بودجه عمومی دولت را تشکیل میدهند، باید همواره تراز باشند، یعنی مجموع درآمدها و هزینهها در هر یک از این بخشها باید برابر باشد. یکی از مهمترین این ترازها، تراز عملیاتی بودجه است. کسری در تراز عملیاتی، همواره در اقتصاد ایران عواقب منفی به دنبال داشته است.
تراز عملیاتی از تفریق هزینههای جاری از درآمدهای جاری (مانند مالیات) محاسبه میشود. در صورتی که درآمدهای جاری کمتر از هزینههای جاری باشند، کسری عملیاتی ایجاد میشود. این کسری عملیاتی میتواند منجر به ایجاد مشکلات اقتصادی، از جمله افزایش بدهیها و فشار بر منابع مالی دولت شود.
اجزای کسری بودجه
- درآمدها: برای دولتها، بیشتر درآمدها از طریق مالیاتهای مختلف به دست میآید. برای شرکتهای خصوصی، درآمد معمولاً از فروش کالا و خدمات حاصل میشود.
- هزینهها: هزینههای دولت شامل مخارج مربوط به بهداشت، زیرساختها، دفاع و مستمریها است. برای شرکتها، هزینهها شامل هزینههای روزمره و حقوق کارکنان میشود.
در نهایت، درک دقیق کسری بودجه و دلایل آن به دولتها و سازمانها کمک میکند تا تصمیمات بهتری برای مدیریت مالی خود بگیرند.
علل کسری بودجه
کسری بودجه میتواند به دلایل مختلفی ایجاد شود که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
- کاهش درآمدهای مالیاتی: کاهش درآمدهای مالیاتی میتواند به دلایلی مانند کاهش نرخ مالیات، فرار مالیاتی یا رکود اقتصادی رخ دهد. همچنین، کاهش فعالیتهای اقتصادی و کاهش تولید ناخالص داخلی (GDP) نیز میتواند درآمدهای مالیاتی را کاهش دهد و در نتیجه به کسری بودجه منجر شود. این امر به ویژه در زمان رکود اقتصادی مشهودتر است، زمانی که افراد و کسبوکارها درآمد کمتری دارند و بنابراین مالیات کمتری پرداخت میکنند.
- افزایش هزینهها و تغییرات سیاسی: کسری بودجه ممکن است ناشی از افزایش هزینههای دولتی باشد. این هزینهها میتوانند شامل دستمزدها، پروژههای عمرانی، افزایش یارانهها یا تغییرات در سیاستهای مالی و اقتصادی باشند. علاوه بر این، هزینههای نظامی و سیاستهای رفاهی جدید نیز ممکن است درآمدهای دولت را کاهش دهند یا هزینهها را به شدت افزایش دهند. این تغییرات معمولاً در پاسخ به نیازهای اجتماعی و اقتصادی به وجود میآیند.
- کاهش درآمدهای نفتی: در کشورهایی که به درآمدهای نفتی وابسته هستند، کاهش قیمت جهانی نفت، کاهش تولید نفت و تحریمها میتواند به کاهش شدید درآمدهای دولتی منجر شود. این کاهش درآمدها میتواند منجر به کسری بودجه و مشکلات اقتصادی دیگر شود، به خصوص در کشورهایی که اتکای زیادی به منابع نفتی دارند.
- بحرانهای اقتصادی و سیاسی: بحرانهای اقتصادی مانند رکود و تورم، و بحرانهای سیاسی و اجتماعی مانند جنگها و ناآرامیها میتوانند موجب افزایش هزینههای دولتی و کاهش درآمدها شوند. این بحرانها معمولاً به عدم ثبات اقتصادی و اجتماعی میانجامند و موجب کسری بودجه میشوند. هزینههای بیشتر برای مقابله با بحرانها و کاهش درآمدهای مالیاتی به دلیل رکود یا فرار سرمایه میتواند کسری بودجه را تشدید کند.
- سوءمدیریت و ناکارآمدی در مدیریت مالی: سوءمدیریت مالی و نبود برنامهریزی مناسب در تخصیص منابع و مدیریت هزینهها میتواند به کسری بودجه منجر شود. هزینههای غیرضروری، تخصیص نادرست منابع و نبود شفافیت مالی عواملی هستند که به کسری بودجه دامن میزنند. در صورت عدم نظارت دقیق و مدیریت کارآمد منابع، کسری بودجه به امری اجتنابناپذیر تبدیل میشود.
در نهایت، کسری بودجه معمولاً نتیجه ترکیب عوامل مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است که تأثیرات وسیعی بر اقتصاد کلان دارند. مدیریت بهینه منابع و هزینهها و اتخاذ سیاستهای مالی مناسب میتواند به کاهش کسری بودجه و بهبود شرایط اقتصادی کمک کند.
دلایل به وجود آمدن کسری بودجه
کسری بودجه در دولتها معمولاً به علت کنترل نادرست هزینهها و ساماندهی اشتباه منابع مالی به وجود میآید. این امر میتواند ناشی از پیشبینیهای نادرست درآمدها یا عدم توانایی در کنترل هزینههای دولت باشد. همچنین، کسری بودجه ممکن است به دلیل تغییرات در شرایط اقتصادی به وجود آید.
بهطور مثال، در دوران رکود اقتصادی، درآمدهای دولت از برخی منابع، مانند مالیات یا درآمدهای غیرنفتی، کاهش مییابد که میتواند منجر به کسری بودجه شود.
بدترین حالت زمانی است که کسری بودجه بدون تغییر در تولید ملی اتفاق بیفتد. به این معنی که بدون هیچگونه تغییر در سطح تولید یا رشد اقتصادی، مخارج دولت از برآوردهای اولیه آن فراتر میرود. این وضعیت معمولاً نشاندهنده عدم تطابق میان سیاستهای مالی دولت و واقعیتهای اقتصادی است و میتواند عواقب منفی برای اقتصاد کشور داشته باشد.
انواع کسری بودجه دولت
تراز منفی در بودجه دولت میتواند به اشکال مختلف ظاهر شود که هر یک جنبههای خاصی از عدم تعادل مالی را نشان میدهد.
مهمترین انواع کسری بودجه عبارتند از:
- کسری اولیه: کسری اولیه زمانی اتفاق میافتد که کل هزینههای دولت، به استثنای پرداخت هزینههای مالی بدهی (استقراض)، از کل درآمد آن بیشتر شود. این وضعیت نشان میدهد که آیا دولت برای پوشش هزینههای خود به وجوه استقراضی متکی است یا خیر.
- کسری ساختاری: کسری ساختاری ناشی از عدم تعادل بلندمدت بین هزینهها و درآمدها است که معمولاً به دلیل عواملی مانند تغییرات جمعیتی یا تصمیمات سیاستی ایجاد میشود. این کسری نشاندهنده عدم تطابق بین درآمد و هزینه است که حتی در دورههای رشد اقتصادی نیز ادامه پیدا میکند.
- کسری چرخهای: کسری چرخهای به نوسانات فعالیتهای اقتصادی مرتبط است. در دورههای رکود اقتصادی، درآمدهای مالیاتی کاهش یافته و در عین حال هزینههایی مانند بیمه بیکاری افزایش مییابد. این نوع کسری موقتی است و معمولاً با بهبود شرایط اقتصادی کاهش مییابد.
- کسری درآمد: این نوع کسری زمانی رخ میدهد که درآمدهای دولت از کل هزینههای آن کمتر باشد. کسری درآمد نمایانگر ناتوانی دولت در تأمین هزینههای مکرر و منظم خود است.
- کسری مالی: کسری مالی زمانی ایجاد میشود که هزینهها بیشتر از درآمدها باشد، اما در این حالت برای پوشش هزینهها از بدهی یا وام استفاده میشود. به عبارت دیگر، وقتی مجموع هزینههای دولت از درآمد آن بیشتر میشود، دولت برای جبران کسری، وام میگیرد و شکاف بین هزینهها و درآمد را پر میکند.
اثرات کسری بودجه
تراز منفی در بودجه دولت میتواند تأثیرات زیادی بر اقتصاد و امور مالی دولت داشته باشد. این تأثیرات ممکن است شامل افزایش هزینههای استقراض، تورم و کاهش کیفیت خدمات عمومی باشد.
- افزایش بدهی و افزایش نرخ بهره: زمانی که دولت بیش از درآمد خود هزینه میکند، برای جبران کسری نیاز به استقراض پیدا میکند. این افزایش در بدهی دولتی منجر به کاهش منابع مالی در دسترس بخش خصوصی میشود. افزایش استقراض دولتی همچنین هزینههای بدهی را بالا میبرد و در نتیجه نرخ بهره افزایش مییابد.
- فشارهای تورمی: کسری بودجه طولانی مدت یا زیاد ممکن است باعث فشارهای تورمی در اقتصاد شود. وقتی دولتها به طور مداوم بیش از درآمد خود هزینه میکنند، اغلب برای جبران کسری به چاپ پول روی میآورند. این افزایش در عرضه پول میتواند باعث افزایش قیمتها و در نتیجه تورم گردد.
- اثر منفی بر سرمایهگذاران بینالمللی: یکی از پیامدهای دیگر کسری بودجه، تأثیر آن بر نگرش سرمایهگذاران بینالمللی نسبت به وضعیت مالی کشور است. کسریهای بزرگ و مداوم میتواند نگرانیهایی درباره توانایی دولت در مدیریت مالی مؤثر ایجاد کند. این نگرانیها ممکن است موجب کاهش سرمایهگذاری خارجی شود، زیرا سرمایهگذاران ممکن است از سرمایهگذاری در کشورهایی با وضعیت مالی ناپایدار پرهیز کنند.
در نتیجه، کسری بودجه میتواند به خروج سرمایه، افزایش تورم، کاهش ارزش پول، هزینههای بالاتر برای استقراض و کاهش رشد اقتصادی منجر شود.
فرمول کسری بودجه
کسری بودجه به صورت زیر محاسبه میشود:
کسری بودجه = کل هزینههای دولت – کل درآمد دولت
- کل درآمد دولت شامل مالیاتهای شرکتها، مالیاتهای شخصی، حق تمبر و غیره است.
- کل هزینهها شامل هزینههای دفاع، انرژی، علم، مراقبتهای بهداشتی، تأمین اجتماعی و موارد دیگر میباشد.
مثال محاسبه
اخیراً کسری بودجه ایالات متحده به 779 میلیارد دلار رسیده است که بالاترین میزان از سال 2012 است. اجازه دهید کسری بودجه ایالات متحده را محاسبه کنیم.
جدایی درآمد کلی (ایالات متحده):
- مالیات بر درآمد افراد = 1684 میلیارد دلار
- تامین اجتماعی و غیرهمالیات بر درآمد= 1171 میلیارد دلار
- مالیات بر درآمد شرکتی = 205 میلیارد دلار
- سایر مالیات ها و عوارض = 270 میلیارد دلار
درآمد کل (ایالات متحده) = 1684 میلیارد دلار + 1171 میلیارد دلار + 205 میلیارد دلار + 270 میلیارد دلار = 3329 میلیارد دلار.
تفکیک کلی هزینه (ایالات متحده):
- دفاع = 665 میلیارد دلار
- تامین اجتماعی = 988 میلیارد دلار
- مدیکر = 589 میلیارد دلار
- بهره بدهی = 325 میلیارد دلار
- دیگران = 1542 میلیارد دلار
کل هزینه (ایالات متحده) = 665 میلیارد دلار + 988 میلیارد دلار + 589 میلیارد دلار + 325 میلیارد دلار + 1542 میلیارد دلار = 4108 میلیارد دلار
- کسری بودجه = کل هزینه های دولت – درآمد کل دولت
- کسری بودجه ایالات متحده = 4,108 میلیارد دلار – 3,329 میلیارد دلار = 779 میلیارد دلار
پیامدهای کسری بودجه
کسری بودجه میتواند تأثیرات مختلفی بر اقتصاد یک کشور داشته باشد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود:
- افزایش بدهیهای عمومی: زمانی که دولت برای پوشش کسری بودجه مجبور به قرض گرفتن میشود، بدهی عمومی افزایش مییابد. این افزایش بدهی میتواند فشار زیادی به اقتصاد وارد کند و در بلندمدت به مشکل تبدیل شود. به ویژه، اگر بدهیها به صورت ارزی باشند، ممکن است برای بازپرداخت آنها با مشکلات بیشتری روبهرو شویم.
- تورم: در برخی موارد، کسری بودجه میتواند منجر به تورم شود. برای مثال، اگر دولت برای تأمین کسری بودجه به چاپ پول اقدام کند، این میتواند منجر به افزایش قیمتها و تورم گردد.
- کاهش اعتبار دولت: کسری بودجه ممکن است اعتبار دولت را در بازارهای مالی کاهش دهد. این کاهش اعتبار میتواند نرخ بهره را افزایش دهد و در نتیجه هزینههای قرضی دولت افزایش یابد.
- کاهش سرمایهگذاری: دولتهایی که درگیر کسری بودجه هستند، ممکن است مجبور شوند برنامههای سرمایهگذاری خود را کاهش دهند. این میتواند منجر به کاهش توسعه زیرساختها و فرصتهای اشتغال در آینده شود.
- افزایش فشار مالی به مردم: زمانی که دولت با کسری بودجه مواجه میشود، ممکن است به افزایش مالیاتها یا کاهش خدمات عمومی و رفاهی دست بزند. این اقدامات میتواند فشار بیشتری به مردم وارد کند.
آیا کسری بودجه مزیتی دارد؟
کسری بودجه ممکن است در شرایط خاصی مزایایی داشته باشد. یکی از مزایای بالقوه کسری بودجه این است که میتواند در زمان رکود اقتصادی به رشد اقتصادی کمک کند. زمانی که یک اقتصاد در رکود است و مشکلاتی مانند بیکاری بالا و رشد کند تولید ناخالص داخلی (GDP) وجود دارد، دولتها میتوانند با افزایش هزینههای خود و کاهش مالیاتها، به تحریک اقتصاد کمک کنند. این اقدامات موجب ایجاد شغل، افزایش مصرف و افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات میشود.
بنابراین، کسری بودجه ممکن است در دوران رکود اقتصادی افزایش یابد. در این دوران، درآمدهای مالیاتی کاهش مییابد چون مردم و کسبوکارها درآمد کمتری دارند. در همین حال، هزینههای دولت به دلیل افزایش نیاز به خدمات رفاهی و بستههای حمایتی بیشتر میشود. این تغییرات میتواند کسری بودجه را افزایش دهد.
راهکارهای مدیریت کسری بودجه
افزایش درآمدهای دولت
- اصلاح نظام مالیاتی:
- گسترش پایه مالیاتی: این شامل اخذ مالیات از ثروت، مصرف و درآمدهای بالاتر است. هدف این است که گروههای پردرآمد و بخشهای مختلف اقتصادی به درستی مالیات بدهند.
- مقابله با فرار مالیاتی: استفاده از سیستمهای دیجیتال و ابزارهای فناوری برای شفافسازی فرآیند مالیاتی و جلوگیری از فرار مالیاتی. این امر میتواند با استفاده از پایگاههای داده و نظارت دقیقتر بر فعالیتهای مالی انجام شود.
- تنوع بخشیدن به منابع درآمدی:
- کاهش وابستگی به نفت: توسعه صنایع غیرنفتی مانند گردشگری و فناوری میتواند به کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی کمک کند و درآمدهای دولت را متنوع سازد.
- خصوصیسازی: فروش شرکتهای دولتی ناکارآمد به بخش خصوصی، البته مشروط به حفظ رقابت و شفافیت، میتواند منبع جدیدی از درآمد برای دولت ایجاد کند.
کاهش هزینههای دولت
- هدفمندسازی یارانهها: حذف یارانههای غیرضروری برای اقشار پردرآمد و تمرکز بر حمایت از اقشار کمدرآمد. این اقدام میتواند به تخصیص منابع بهینهتر و کاهش هزینهها کمک کند.
- بهینهسازی نیروی کار: کاهش استخدامهای غیرضروری در بخش دولتی و اصلاح نظام حقوق و دستمزد. این امر میتواند منجر به کاهش هزینههای جاری دولت شود.
- مشارکت بخش خصوصی: استفاده از مدلهای مشارکت عمومی-خصوصی (PPP) برای اجرای پروژههای زیربنایی. این مدل میتواند به کاهش بار مالی دولت در پروژههای بزرگ کمک کند و همچنین به بهبود کیفیت پروژهها منجر شود.
مدیریت بدهیها
- تأمین مالی هوشمند:
- انتشار اوراق قرضه داخلی به جای استقراض خارجی پرریسک. این کار میتواند از وابستگی به وامهای خارجی کاسته و ریسکهای اقتصادی را کاهش دهد.
- مذاکره برای تجدید ساختار بدهیهای خارجی: مانند اقداماتی که کشورهای مختلف از جمله آرژانتین در سال 2020 برای بازسازی بدهیهای خارجی خود انجام دادند.
- اجتناب از چاپ پول:
- جلوگیری از تأمین کسری بودجه از طریق افزایش نقدینگی که میتواند منجر به تورم شود. این کار به حفظ ثبات اقتصادی کمک میکند.
سیاستهای کلان اقتصادی
- رشد اقتصادی پایدار: سرمایهگذاری در بخشهای مولد مانند آموزش، فناوری و زیرساختها میتواند به رشد اقتصادی بلندمدت و افزایش درآمدهای آینده کمک کند.
- قاعده مالی (Fiscal Rule): تعیین سقف قانونی برای کسری بودجه (مثلاً همانند قاعده «حداکثر ۳% کسری» در اتحادیه اروپا) که میتواند به محدود کردن کسری بودجه و کنترل بدهیهای دولت کمک کند.
راههای تأمین کسری بودجه
استقراض از بانکها
استقراض از نظام بانکی به این معناست که دولت برای تأمین کسری بودجه خود از بانکها وام میگیرد. این کار منجر به افزایش نقدینگی در اقتصاد و در پی آن افزایش تورم میشود. در ایران، استقراض از بانکها یکی از اصلیترین روشهای تأمین کسری بودجه بوده است، اما از چند سال پیش، این روش توسط مجلس ممنوع شده است.
انتشار اوراق بهادار
دولتها برای تأمین کسری بودجه ممکن است به انتشار اوراق بهادار داخلی (مثل اوراق قرضه) روی آورند. این کار به معنی این است که دولت برای تأمین اعتبار از مردم پول قرض میکند. این اقدام باعث افزایش تقاضای دولت برای اعتبار میشود که در بازار پولی، نخستین اثر آن افزایش نرخ بهره است. این افزایش نرخ بهره میتواند باعث کاهش سرمایهگذاری بخش خصوصی شود. در ایران، بیشتر این کاهش سرمایهگذاری به دلیل استقراض دولت از بانکها است که موجب کاهش اعتبار بانکها برای تأمین منابع مالی بخش خصوصی میشود. نرخ بهره در ایران معمولاً به صورت دستوری تنظیم میشود.
استقراض از خارج از کشور
یکی دیگر از روشهای تأمین کسری بودجه استقراض از کشورهای دیگر یا نهادهای بینالمللی است. این روش میتواند باعث ایجاد کسری در حساب جاری کشور شود. در ایران، به دلیل تحریمها و محدودیتهای موجود در استقراض خارجی، این روش کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.
نظریهها
1. نظریه همارزی ریکاردی
نظریه همارزی ریکاردی میگوید که استفاده از کسری بودجه، یا قرض گرفتن برای تحریک اقتصاد هیچ تأثیری ندارد. این نظریه به چند فرضیه متکی است، یکی از آنها این است که دولت در نهایت مالیاتها را افزایش میدهد تا کسری خود را پوشش دهد.
بر اساس این تئوری، خانوادهها وقتی درباره سرمایهگذاری و پسانداز تصمیم میگیرند، احتمال افزایش مالیات را در نظر میگیرند و بنابراین تلاش میکنند پسانداز بیشتری داشته باشند. در نتیجه، مصرف در اقتصاد کاهش مییابد و این افزایش مخارج دولت که با کسری تأمین میشود، تأثیر مثبتی بر اقتصاد ندارد.
2. تئوری Crowding Out
تئوری Crowding Out بیان میکند که افزایش مخارج دولت و قرض گرفتن منجر به کاهش سرمایهگذاری بخش خصوصی میشود. دولتها برای تأمین مالی پروژههای خود، اوراق قرضه میفروشند و از منابع خارجی، مانند کشورهای دیگر و بانکهای بینالمللی، وام میگیرند.
این فرایند میتواند باعث افزایش نرخهای بهره شود و در نتیجه هزینههای وامگیری برای بخش خصوصی بیشتر شود. در نتیجه، سرمایهگذاریهای بخش خصوصی تحت تأثیر قرار میگیرد و کاهش مییابد، زیرا هزینه وامگیری بالاتر میرود.
بنابراین، افزایش مخارج دولت معمولاً با کاهش سرمایهگذاری بخش خصوصی همراه است و این اثر منفی میتواند تأثیر کلی تحریک اقتصادی را خنثی کند.
تأثیر Budget Deficit بر رشد اقتصادی
کسری بودجه که معمولاً ناشی از سیاستهای مالی انبساطی دولت است، در برخی شرایط میتواند به رشد اقتصادی منجر شود. این تأثیر به شرایط مختلف اقتصادی و دلایل کسری بودجه بستگی دارد و در نظریههای اقتصادی نظرات متفاوتی در این زمینه وجود دارد. عواملی مانند میزان کسری بودجه، دلایل ایجاد آن و شرایط کلی اقتصادی، نقش مهمی در تأثیر آن بر رشد اقتصادی دارند.
در کوتاهمدت، کسری بودجه با هدف افزایش تقاضای کل میتواند به رشد اقتصادی کمک کند. به طور خاص، در شرایط رکود اقتصادی، دولت با افزایش مخارج و کاهش مالیاتها میتواند تقاضا را تحریک کند و از این طریق رشد اقتصادی را تقویت نماید. به عنوان مثال، در رکود بزرگ 2008 ایالات متحده با کاهش مالیاتها و افزایش هزینههای دولت سعی کرد تا وضعیت اقتصادی را بهبود بخشد.
اما در بلندمدت، دو دیدگاه متفاوت درباره تأثیر کسری بودجه بر رشد اقتصادی وجود دارد:
- دیدگاه اول: این دیدگاه معتقد است که کسری بودجه میتواند به کاهش سرمایهگذاری خصوصی منجر شود. زمانی که دولت برای تأمین کسری بودجه خود استقراض میکند، نرخ بهره افزایش مییابد که این امر میتواند موجب کاهش سرمایهگذاری بخش خصوصی شود. در نتیجه، رشد اقتصادی کاهش خواهد یافت.
- دیدگاه دوم: بر خلاف دیدگاه اول، این دیدگاه بر این باور است که اگر کسری بودجه به سرمایهگذاری در زیرساختها یا پروژههای بلندمدت اقتصادی منجر شود، میتواند تولید کالاها و خدمات را افزایش دهد و در نهایت رشد اقتصادی را تقویت کند. به عبارتی، اگر هزینههای دولت در راستای تقویت زیرساختها و ارتقاء بخشهای کلیدی اقتصادی صرف شود، ممکن است این اقدام در آینده به افزایش بهرهوری و رشد پایدار اقتصادی منجر شود.
به طور کلی، تاثیر کسری بودجه بر رشد اقتصادی بستگی به نحوه تخصیص منابع و نحوه تأمین کسری دارد. در شرایطی که کسری بودجه به سرمایهگذاریهای مولد و پروژههای بلندمدت تخصیص یابد، میتواند به رشد پایدار اقتصادی کمک کند، اما در صورتی که کسری بودجه به مصرفهای جاری یا کوتاهمدت اختصاص یابد، ممکن است اثرات منفی به همراه داشته باشد.
اثرات کسری بودجه بر مردم
کسری بودجه میتواند تأثیرات گستردهای بر زندگی مردم و بخشهای مختلف اقتصادی داشته باشد.
این تأثیرات بسته به نحوه مدیریت کسری و سیاستهای دولت متفاوت است، اما در کل میتوان به چند اثر اصلی اشاره کرد:
- کاهش کیفیت خدمات عمومی: زمانی که دولت برای جبران کسری بودجه به کاهش هزینهها و صرفهجویی در بخشهای مختلف میپردازد، خدمات عمومی مانند آموزش، بهداشت، زیرساختها و امنیت اجتماعی ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد. این کاهش خدمات میتواند کیفیت زندگی افراد را کاهش دهد و نارضایتی عمومی ایجاد کند.
- افزایش مالیاتها: برای جبران کسری، دولتها ممکن است اقدام به افزایش مالیاتها کنند. این امر میتواند به کاهش درآمد واقعی افراد و بنگاههای اقتصادی منجر شود و توان خرید مردم را کاهش دهد. همچنین ممکن است شرکتها و کسبوکارها برای کاهش هزینهها از استخدام نیروی جدید خودداری کنند که این امر بر اشتغال و رشد اقتصادی تأثیر منفی میگذارد.
- تورم و کاهش قدرت خرید: در صورتی که دولت به چاپ پول یا استقراض از بانک مرکزی برای جبران کسری بودجه روی آورد، ممکن است تورم افزایش یابد. تورم باعث کاهش ارزش پول و قدرت خرید مردم میشود، بهویژه در بخشهای کمدرآمد جامعه. این میتواند فشار زیادی به خانوارها وارد کند و زندگی روزمره را دشوارتر سازد.
- کاهش فرصتهای شغلی: به دلیل افزایش مالیاتها یا کاهش حمایت از کسبوکارها، شرکتها ممکن است نتوانند به توسعه خود ادامه دهند و حتی از استخدام نیروی جدید صرفنظر کنند. این مسئله میتواند به کاهش فرصتهای شغلی منجر شود و بیکاری را در جامعه افزایش دهد.
- کاهش سرمایهگذاری: کسری بودجه و سیاستهای مالی که به دنبال جبران کسری میروند، میتواند منجر به افزایش نرخ بهره و هزینههای مالی شود. این وضعیت ممکن است سرمایهگذاران را از سرمایهگذاری در بازارهای داخلی منصرف کند و در نتیجه به کاهش رشد اقتصادی و فرصتهای شغلی در بلندمدت منجر شود.
- افزایش بدهی عمومی و فشار بر نسلهای آینده: افزایش بدهیهای دولت به دلیل کسری بودجه، میتواند بار مالی سنگینی را بر نسلهای آینده وارد کند. دولت برای پرداخت بدهیها مجبور به پرداخت بهرههای بالا میشود که این مبلغ میتواند در نهایت از درآمدهای مالیاتی مردم گرفته شود.
بهطور کلی، کسری بودجه و روشهای جبران آن تأثیرات مستقیم و غیرمستقیمی بر زندگی مردم و وضعیت اقتصادی دارند و از آنجایی که اغلب اوقات دولتها مجبورند برای جبران کسری به روشهایی مانند افزایش مالیاتها یا کاهش خدمات عمومی روی آورند، پیامدهای منفی آن برای جامعه قابل توجه خواهد بود.
تأثیر کسری بودجه بر جامعه
کسری بودجه میتواند تأثیرات گستردهای بر اقتصاد و افراد جامعه داشته باشد. یکی از مهمترین آثار آن، کاهش بودجه خدمات عمومی است. دولتها به منظور جبران کسری خود ممکن است به کاهش هزینههای خدمات عمومی مانند زیرساختها، بهداشت و آموزش روی بیاورند. این کاهشها میتواند منجر به کاهش کیفیت خدمات عمومی و در نتیجه تأثیر منفی بر رفاه مردم شود.
علاوه بر این، یکی دیگر از تأثیرات منفی کسری بودجه، افزایش مالیاتها است. دولتها ممکن است برای تأمین کسری خود، مالیاتهای بیشتری از شرکتها و کسبوکارها اخذ کنند. این افزایش مالیاتها میتواند توانایی شرکتها را در استخدام نیروی کار جدید و افزایش تولید محدود کند. در نتیجه، رشد اقتصادی کاهش مییابد و نرخ بیکاری افزایش میکند.
تأثیر کسری بودجه بر نرخ بهره
دولتها که با کسری بودجه مواجه هستند، برای تأمین مالی کسری خود معمولاً به استقراض از بازارها یا بانک مرکزی روی میآورند. برای جذب سرمایهگذاران و وامدهندگان، دولتها معمولاً نرخ بهره بالاتری را پیشنهاد میدهند.
این افزایش نرخ بهره باعث میشود که هزینه استقراض دولت افزایش یابد و به تبع آن، نرخ بهره در بازارها بالا رود. این موضوع میتواند تأثیر منفی بر بخش خصوصی داشته باشد، چرا که افزایش نرخ بهره، سرمایهگذاری بخش خصوصی را دشوارتر و گرانتر میکند.
تأثیر کسری بودجه بر نقدینگی
زمانی که دولت برای جبران کسری بودجه خود به بانک مرکزی متوسل شده و پول چاپ میکند، این اقدام باعث افزایش نقدینگی در اقتصاد میشود. چاپ پول به معنای اضافه شدن پول جدید به اقتصاد است که در نتیجه میتواند باعث افزایش حجم نقدینگی و در پی آن افزایش تورم شود.
این افزایش نقدینگی ممکن است در کوتاهمدت به تحریک تقاضا و رشد اقتصادی منجر شود، اما در بلندمدت باعث فشار بر قیمتها و کاهش ارزش پول ملی خواهد شد.
تأثیر Budget Deficit بر تورم
کسـری بودجه تأثیرات مختلفی بر تورم دارد، که بسته به شرایط اقتصادی کشورها متفاوت است. در کشورهای در حال توسعه که معمولاً با نرخ تورم بالا مواجه هستند، کسری بودجه اغلب وجود دارد و میتواند به افزایش تورم منجر شود. در این کشورها، کسری بودجه معمولاً با افزایش حجم نقدینگی و استفاده از سیاستهای پولی (مانند استقراض از بانک مرکزی) همراه است که این اقدام میتواند عرضه پول را افزایش دهد و در نتیجه تورم را بیشتر کند.
اما در کشورهای توسعهیافته که نرخ تورم پایینی دارند، رابطه میان کسری بودجه و تورم کمتر مشهود است. این کشورها معمولاً از سیاستهای پولی محتاطانهتری استفاده میکنند و ابزارهای مختلف برای کنترل تورم دارند. با این حال، در کشورهای در حال توسعه مانند ایران که با تورم بالا مواجه هستند، کسری بودجه به طور مستقیم بر نرخ تورم تأثیر میگذارد، زیرا حجم نقدینگی و عرضه پول در این کشورها ممکن است افزایش یابد.
تأثیر کسری بودجه بر خدمات عمومی
برای جبران کسـری بودجه، دولتها ممکن است مجبور شوند هزینههای عمومی خود را کاهش دهند. این کاهش هزینهها میتواند به کاهش کیفیت خدمات عمومی نظیر آموزش، بهداشت و امنیت اجتماعی منجر شود.
وقتی دولت از تأمین این خدمات کاسته و هزینهها را کاهش دهد، ممکن است نارضایتی عمومی ایجاد شود. به علاوه، این کاهش کیفیت خدمات ممکن است نابرابریهای اجتماعی را افزایش دهد و تأثیر منفی بر اقشار آسیبپذیر جامعه بگذارد.
تأثیر کسری بودجه بر مالیات در آینده
زمانی که کسـری بودجه افزایش مییابد، دولتها برای جبران آن ممکن است مجبور شوند مالیاتها را افزایش دهند. با انباشت بدهیها و افزایش کسری بودجه، دولتها به طور معمول به دنبال منابع مالی جدیدی میگردند که این منابع از طریق افزایش نرخ مالیاتها به دست میآید. این اقدام ممکن است بر توان خرید و قدرت مالی مردم تاثیر منفی بگذارد و فشار اقتصادی را بر آنها بیشتر کند.
تأثیر کسری بودجه بر تقاضای کل
در برخی شرایط، کسـری بودجه ممکن است به افزایش تقاضای کل در اقتصاد منجر شود. این وضعیت زمانی رخ میدهد که دولتها با کاهش مالیاتها و افزایش مخارج خود سعی در تحریک اقتصاد داشته باشند. کاهش مالیاتها به افراد و شرکتها اجازه میدهد که منابع مالی بیشتری در اختیار داشته باشند و مصرف خود را افزایش دهند. همچنین، افزایش مخارج دولت برای خرید کالاها و خدمات نیز میتواند تقاضا را در اقتصاد افزایش دهد.
این افزایش تقاضا ممکن است در کوتاهمدت به رشد اقتصادی و بهبود وضعیت اقتصادی کمک کند، به ویژه در زمان رکود اقتصادی که تقاضا و تولید کاهش یافته است.
رابطه کسری بودجه و سیاست مالی چیست؟
کسـری بودجه اغلب نتیجه سیاستهای مالی انبساطی دولت است. این سیاستها معمولاً به منظور تحریک رشد اقتصادی در شرایط رکود یا کسادی اقتصادی به کار میروند.
دولتها با اجرای این سیاستها میتوانند از طریق کاهش مالیاتها (که باعث کاهش درآمدهای دولت میشود) و افزایش مخارج دولتی (به ویژه در زیرساختها و پروژههای سرمایهگذاری خارجی) به تحریک تقاضای کل و افزایش رشد اقتصادی بپردازند. این اقدامات در کوتاهمدت میتوانند به رشد اقتصادی کمک کنند، اما در بلندمدت ممکن است منجر به کسریهای بیشتر و افزایش بدهیهای عمومی شوند.
تفاوت بین کسری بودجه فدرال و بدهی دولت فدرال چیست؟
کسـری بودجه فدرال زمانی رخ میدهد که هزینههای دولت از درآمدها (مالیات، کارمزد و سرمایهگذاریها) بیشتر باشد. این کسری به بدهی ملی یا بدهی دولت فدرال اضافه میشود. اگر بدهی دولت با سرعتی بیشتر از رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) افزایش یابد، ممکن است نسبت بدهی به GDP به طرز نگرانکنندهای بالا برود که این میتواند نشانهای از بیثباتی اقتصادی باشد.
آخرین مازاد بودجه فدرال در چه زمانی روی داد؟
آخرین بار که دولت ایالات متحده با مازاد بودجه مواجه شد، در سال 2001 بود. از آن زمان تا کنون، دولت هر ساله با کسـری بودجه مواجه بوده است.
دولت در مورد کسری بودجه چه کاری میتواند انجام دهد؟
دولت میتواند با استفاده از ابزارهای سیاست مالی خود برای کاهش کسری بودجه تلاش کند. این ابزارها شامل کاهش هزینههای دولتی و افزایش مالیاتها برای افزایش درآمدها میشود، که میتواند به بهبود وضعیت کسری بودجه کمک کند.
کسری بودجه را چگونه کاهش دهیم؟
دو روش اصلی برای کاهش کسری بودجه، وجود دارد: افزایش درآمد و کاهش هزینهها. این کار برای دولتها بسیار چالشبرانگیز است.
- افزایش درآمد: یکی از راهها افزایش مالیاتها است. با این حال، افزایش بیش از حد مالیاتها میتواند بر رشد اقتصادی تأثیر منفی بگذارد.
- کاهش هزینهها: دولت میتواند با کاهش هزینهها، کسری را مدیریت کند. اما کاهش زیاد هزینهها نیز میتواند بر اقتصاد آسیب بزند، زیرا هزینههای دولتی بخشی از کل هزینههای کشور را تشکیل میدهد.
کسری بودجه در ایران
با بررسی تاریخچه کسـری بودجه در ایران، میتوان به این نتیجه رسید که یکی از عوامل اصلی کسری بودجه در این کشور وابستگی زیاد به درآمدهای نفتی بوده است. رشد درآمدهای نفتی باعث افزایش هزینههای دولت شده بود، اما پس از اعمال تحریمهای نفتی و کاهش درآمدهای حاصل از این منبع، کسـری بودجه ایران به طرز چشمگیری افزایش یافت.
عامل دیگری که به کسـری بودجه دامن میزند، مربوط به مالیات است. رابطه بین مالیات و کسری بودجه همواره معکوس بوده است، به این معنا که رشد درآمدهای مالیاتی معمولاً منجر به کاهش کسری بودجه میشود. در بسیاری از کشورهای جهان، عمده درآمدهای دولت از طریق مالیات تأمین میشود.
در حالی که در ایران، به دلیل رکود تورمی و مشکلات مربوط به پرداخت مالیات، پیشبینی درآمدهای مالیاتی همواره با خطا همراه است. از طرفی، دولتها ممکن است برای تحریک رشد اقتصادی یا تحقق اهداف اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی خاص، معافیتهای مالیاتی یا کاهش مالیاتها را اعمال کنند. اگر این تغییرات منجر به کاهش درآمدهای مالیاتی از حد پیشبینیشده شود، کسری بودجه ایجاد خواهد شد.
عوامل دیگری نیز در بروز کسـری بودجه نقش دارند. یکی از این عوامل، افزایش هزینههای دولت است. دولتها ممکن است برای توسعه زیرساختها، اجرای برنامههای رفاه اجتماعی، هزینههای دفاعی یا اقدامات دیگر در زمینه کنترل متغیرهای اقتصادی، بودجهای اختصاص دهند. اگر هزینهها از درآمدهای تولید شده بیشتر شوند، کسری بودجه به وجود میآید.
نکته مهم دیگری که باید به آن توجه کرد، نقش تورم در کسـری بودجه است. تورم و کسری بودجه رابطهای متقابل دارند. تورم میتواند منجر به افزایش هزینههای دولت شود، زیرا هزینهها بهطور معمول با نرخ تورم بالا میروند.
از آنجا که دولت در افزایش درآمدهای خود از جمله مالیات محدودیت دارد، هزینهها معمولاً از درآمدها پیشی میگیرند. در چنین شرایطی، دولت برای جبران کسری به استقراض روی میآورد. این استقراض باعث رشد نقدینگی و توسعه پول در جامعه شده و به نوبه خود، تورم را تشدید میکند.
این عوامل پیچیده و متداخل باعث میشود که کسری بودجه در ایران به مسئلهای مزمن تبدیل شود که مدیریت آن نیازمند راهکارهای جامع اقتصادی است.
رابطهی کسری بودجه در ایران و سرمایهگذاری در بازارهای مالی
رابطهی کسـری بودجه در ایران و سرمایهگذاری در بازارهای مالی بهطور مستقیم تحت تأثیر تورم و رشد نقدینگی است. کسری بودجه که معمولاً منجر به افزایش نقدینگی و در نتیجه تورم میشود، ارزش پول را کاهش میدهد. در این شرایط، سرمایهگذاری در داراییهای مالی ضد تورم مانند طلا و سکه میتواند به عنوان ابزاری برای حفظ ارزش پول و مقابله با تورم عمل کند.
با این حال، صرف سرمایهگذاری در این داراییها تنها برای حفظ ارزش پول کافی نیست. برای دستیابی به بازدهی بالاتر از نرخ تورم، افراد باید مراحل زیر را در نظر بگیرند:
- افزایش درآمد از شغل فعلی: افراد باید بتوانند با استفاده از تکنیکها و مهارتهای خاص، درآمد خود را از شغل فعلی افزایش دهند. این میتواند شامل ارتقاء مهارتها، بهبود موقعیت شغلی یا حتی کسب درآمد از طریق شغلهای جانبی باشد.
- افزایش سواد اقتصادی: داشتن سواد اقتصادی به افراد این امکان را میدهد که تصمیمهای بهتری در خصوص سرمایهگذاریها بگیرند. شناخت بازارهای مالی، ارزیابی ریسکها و بهرهگیری از فرصتهای مناسب در بازارهای مالی میتواند تاثیر زیادی در موفقیت سرمایهگذاریها داشته باشد.
- سرمایهگذاری در داراییهای ضد تورم: بعد از کسب اطلاعات لازم، افراد باید سرمایهگذاری در داراییهایی مانند طلا و سکه را بهعنوان یکی از گزینههای مناسب در برابر تورم در نظر بگیرند. این داراییها معمولاً ارزش خود را در زمان تورم حفظ کرده و به طور معمول بازدهی خوبی دارند.
با ترکیب این سه مرحله، افراد میتوانند با تورم ناشی از کسری بودجه دولت مقابله کرده و به تدریج به سود بالاتری دست پیدا کنند. این نوع سرمایهگذاری نه تنها برای حفظ ارزش پول ضروری است، بلکه میتواند باعث رشد سرمایه و دستیابی به بازدهی بیشتر از نرخ تورم شود.
تحلیل رابطه کسری بودجه دولت و حساب جاری در ایران
حساب جاری در کشور بیانگر خالص صادرات، خالص درآمدهای سرمایهگذاری شده و خالص تراکنشهای مالی جاری است. تحقیقات نشان میدهند که کسری بودجه دولت میتواند به کسری حساب جاری منجر شود. علت این موضوع به نحوه تأمین کسری بودجه توسط دولت مربوط میشود. زمانی که دولت برای جبران کسری بودجه خود از بانک مرکزی استقراض میکند، این استقراض باعث افزایش نقدینگی و حجم پول در جامعه میشود.
افزایش نقدینگی معمولاً به رشد تقاضا برای کالاها و خدمات میانجامد. این افزایش تقاضا باعث میشود که نیاز به عرضه بیشتر کالاها و خدمات در بازار احساس شود. از آنجا که در بسیاری از موارد عرضه داخلی محدود است، این موضوع منجر به افزایش واردات میشود.
در عین حال، به دلیل محدودیتهای موجود در بخش صادرات، صادرات به اندازه واردات افزایش نمییابد. در نتیجه، این عدم تعادل بین واردات و صادرات منجر به کسری در حساب جاری کشور میشود.
بنابراین، کسری بودجه دولت به طور غیرمستقیم باعث کسری حساب جاری میشود، زیرا استقراض دولت و افزایش نقدینگی تقاضای داخلی را افزایش میدهد، که این افزایش تقاضا غالباً با واردات بیشتر همراه است. این روند به دلیل محدودیتهای صادراتی در ایران، منجر به کسری در حساب جاری کشور میشود.
عواقب کسری بودجه در پروژههای عمرانی
کسری بودجه معمولاً بر پروژههای عمرانی تأثیر منفی میگذارد. بررسی عملکرد بودجههای سالانه نشان میدهد که در سالهای اخیر، بسیاری از پروژههای عمرانی به دلیل کسری بودجه متوقف شدهاند. هر سال، به دلیل کسری تراز عملیاتی، بیشتر منابع مالی به بخشهای جاری اختصاص مییابد و این باعث میشود که پروژههای عمرانی با تأخیر مواجه شوند یا حتی متوقف شوند. این وضعیت، علیرغم تأکید بسیاری از قوانین بر واگذاری پروژههای عمرانی به بخش خصوصی، باعث میشود که طرحها در زمانبندی تعیینشده به پایان نرسند.
این تأخیرها نه تنها تبعات اقتصادی زیادی دارد، بلکه آثار اجتماعی منفی نیز به همراه میآورد، مانند افزایش نارضایتیهای اجتماعی و ایجاد عدم توازن منطقهای در کشور. به طور کلی، تأخیر در بهرهبرداری از پروژههای عمرانی میتواند بر توسعه و رشد اقتصادی تأثیر منفی بگذارد و مشکلات اجتماعی را تشدید کند.
تفاوت کسری بودجه و کسری مالی
کسری بودجه، به وضعیتی اشاره دارد که هزینهها از درآمدها بیشتر است، در حالی که کسری مالی نوعی از کسری بودجه است که به این معناست که درآمدها برای پوشش هزینهها، به ویژه هزینههای غیرمنتظره، کافی نیست.
هر دو نوع کسری به افزایش بدهیها و نیاز به وامگیری بیشتر برای پوشش هزینهها منجر میشود و در نهایت بر ثبات مالی اقتصاد تأثیر میگذارد.
تفاوت کسری بودجه ملی و بدهی ملی
اصطلاحات کسری بودجه و بدهی ملی اغلب در هنگام بحث در مورد امور مالی کشور استفاده میشوند و معمولاً با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند.
برای پوشش کسری بودجه، دولت فدرال پول قرض میگیرد با فروش اوراق خزانه، اسناد خزانه و سایر اوراق بهادار. بدهی ملی، انباشتهای از این قرضها به همراه بهرههای مربوطه است که به سرمایهگذاران خریدار این اوراق بدهکار است. با تجربه مکرر کسری بودجه توسط دولت فدرال، که امری رایج است، بدهی ملی رشد میکند.
تصویری که در زیر آمده است، نشان میدهد که چگونه کسریهای سالهای گذشته به کسری سال جاری اضافه میشوند تا مجموع بدهی را تشکیل دهند. این تصویر سادهشده برای نشان دادن تفاوتهای بدهی و کسری است. در واقعیت، دولت ایالات متحده باید بهره بدهی ملی را پرداخت کند. این هزینه بهره هر ساله به هزینهها افزوده میشود و با افزایش بدهی، هزینهها (و به تبع آن کسری بودجه) افزایش مییابد.
نتیجهگیری
کسری بودجه، یک مشکل اقتصادی است که میتواند تأثیرات گستردهای بر اقتصاد یک کشور یا سازمان داشته باشد. از اینرو، ضروری است که تصمیمگیرندگان با استفاده از رویکردهای هوشمندانه و استراتژیک به مدیریت آن پرداخته و از تأثیرات منفی آن بر جامعه و اقتصاد جلوگیری کنند. درک علل و پیامدهای کسری بودجه، به دولتها و سازمانها کمک میکند تا تصمیمات بهتری بگیرند و به بهبود وضعیت مالی خود دست یابند.
سوالات متداول
کسری بودجه چیست؟
کسری بودجه زمانی اتفاق میافتد که هزینههای دولت بیشتر از درآمدهای آن باشد و برای جبران این کمبود، دولت باید از منابع قرضی استفاده کند.
کسری بودجه چه تأثیراتی بر اقتصاد دارد؟
Budget Deficit میتواند تأثیرات زیادی بر اقتصاد داشته باشد. این تأثیرات شامل افزایش قیمتها (تورم)، افزایش نرخ بهره، کاهش سرمایهگذاری در بخش خصوصی، کاهش کیفیت خدمات عمومی و افزایش مالیاتها در آینده است.
چه عواملی باعث کسری بودجه میشود؟
عواملی مانند کاهش درآمدهای مالیاتی، افزایش هزینهها به دلیل بحرانهای اقتصادی یا اجتماعی، و بحرانهای طبیعی میتوانند موجب کسری بودجه شوند.
دولت چگونه میتواند Budget Deficit را تأمین مالی کند؟
دولتها برای تأمین کسری بودجه میتوانند از چند روش استفاده کنند. این روشها شامل قرض گرفتن از بانک مرکزی، قرض گرفتن از مردم (با فروش اوراق قرضه)، استقراض از کشورهای دیگر یا فروش داراییهای دولتی میشود.
کسری بودجه چه پیامدهایی برای اقتصاد دارد؟
کسری بودجه میتواند منجر به افزایش بدهی عمومی، تورم، کاهش اعتماد سرمایهگذاران، و افزایش مالیاتها شود.
چگونه میتوان با کسری بودجه مقابله کرد؟
برای مقابله با کسری بودجه میتوان هزینهها را کاهش داد، درآمدها را افزایش داد، و از طریق اصلاحات ساختاری به بهبود وضعیت مالی دولت پرداخت.
آیا کسری بودجه همیشه بد است؟
نه، گاهی کسری بودجه میتواند موقتی باشد و برای تحریک رشد اقتصادی یا مقابله با بحرانها لازم باشد. با این حال، کسری بودجه دائمی میتواند مشکلات اقتصادی زیادی به همراه داشته باشد.
آیا دولتها میتوانند بدون افزایش مالیات کسری بودجه را کاهش دهند؟
بله، دولتها میتوانند از طریق کاهش هزینهها، بهینهسازی منابع، یا فروش داراییهای دولتی به کاهش کسری بودجه بپردازند.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.