داشتن پیر و مرشد خوب است یا بد؟

آیا هر کسی که می خواهد در ره عرفان پا بگذارد نیاز به پیر و مرشد دارد؟

چند روز پیش یکی از دنبال کنندگان اینستاگرام من از من پرسید پیر و مرشد شما کیست؟  به او گفتم که من پیر و مرشد خاصی ندارم و همه کس و همه چیز پیر و مشد من اند و بیش از هر کسی ارادت به عرفایی همچون مولانا، عطار و اوشو دارم. صرفنظر از پاسخ  آن همراه گرامی آیا به راستی چنین است؟ عرفان را مانند شیمی و فیزیک و حتی فلسفه نکنیم، عرفان عرفان است یعنی شناخت یعنی به درک رسیدن. حال شما می توانید درک را از یک بوته ی خاک دریابید یا از یک استاد گرانقدر همچون مولانا و یا حتا همچون خود من که از هر بوستان یک گلی برمیچینم و از هر چشمه ای جرعه ای می نوشم. مهم آن است که راه درست را بروید که شما اگر رهرو باشید، راه خود را به شما می نمایاند.

اگر همه چیز انتخاب ماست  آیا ما به راستی بدبختی را برگزیده ایم و آن را به زندگی خود فرا خوانده ایم؟

در نوشتار پیشین به مساله ی بدبختی پرداختم و در آن نشان داد م که اساسا” بدبختی وجود ندارد ولی برای کسانی که احتمالا” از آن نوشتار اغنا نشدند بایسته دیدم این سطرها را هم قلم بزنم.

پیشنهاد مطالعه : بدبختی چیست؟ آیا بدبختی واقعا وجود دارد؟

آیا همه چیز انتخاب ماست؟

واقعیت آن است که هم آری و هم نه. در واقع در عالم منطق این طور اثبات می شود که ما در جزئیات اختیار داریم اما در کلیات خیر،  و کمی هم پیشتر می روند و می گویند اگر به نفس خود کاملا” مسلط باشیم می توانیم  در هر لحظه عامل تجربه را کم رنگ تر نماییم تا دایره ی اختیار ما گسترده شود. اما از طرفی هم گفته می شود که در نهایت اگر ابررایانه ای نیرومند وجود داشته باشد و هر لحظه کل اطلاعات درونی و بیرونی شما را از لحظه ی زاده شدن تا کنون ثبت و پردازش نماید د رنهایت می تواند حتی همین تسلط بر نفس را نیز تا حد زیادی پیش بینی کند. و این یعنی اختیار ما تا نزدیک صفر است. در عرفان اما عقیده این است که روح ما قدرت کامل در انتخاب دارد و بخشی ازآن در این دنیا و پس از زاده شدن است، بخش کامل آن پیش از تولد است که روح کل زندگی را می بیند و با علم کامل از اینکه چه بر سر او خواهد گذشت و صرفا” برای مصلحت  خود به این دنیا می آید، اما زمان شکل گیری چنان بر آن مهروموم می زنند تو گویی که لوح کودک خالی و خام است که البته چنین است اما فقط در این دنیا آن هم در زمان شکل گیری جنین.

آیا ما همه چیز را به زندگی خود فرا می خوانیم؟

در واقع بله ما هر آنچه که هم اکنون هستیم حاصل فرراخوانی پیشین ماست   (چه پس و چه پیش از تولد) برای همین هم همیشه گفته می شود که مثبت نگر باشید و نیکی را فرا بخوانید چرا که ما به راستی آنها را جذب می کنیم.

چرا بدبختی جذب زندگی ما می شود؟

بدبختی یا به تعبیری شرایط سخت در نهاییت دو کار با زندگی ما می کند:

  • از طریق نیرومند سازی بیشتر ما، زندگی مان را به سطوح بالاتر می برد.
  • تاوان ظلمی است که پیشتر به خود کرده ایم یا به دیگران، که در این حالت هم اگر هوشمند باشیم از آن به خوبی درس می گیریم و در نهایت به پیشرفت خودمان منجر می شود. بنابراین ما هر شرایطی را در زندگی خود به وجود می آوریم.